|
شانه هایم پُل دستان من است
و سرم رهگذری که از آن میگذرد پُل دستان من از روی دو پا میگذرد زیر پایم ز خیابان شما میگذرد از خیابان شما گشت سپا میگذرد نان روزانه اش از دخل شما میگذرد دشمن شیر زن و مرد ره است دوست، از پیش شما میگذرد هر که سیر است در این لشگر غیب از خزر بی سر و سا میگذرد وقت آن است که آسان گذرد هر که از پیش شما میگذرد پاچه اش گیر به جایی نکند اگر از پیش خدا میگذرد |+| نوشته شده توسط هوشنگ کیوانی هفشجانی در شنبه 15 فروردین1388 و ساعت 0:30 قبل از ظهر |
|


